نهادینه کردن برتری

نهادینه کردن برتری

آیا من رهبر خوبی هستم؟
نمی دانم و فکر نمی‌کنم کسی اکنون پاسخ این پرسش را بداند.

ملت، آینده و تاریخ هستند که یک روزی این حکم را خواهند کرد و من حکم آن ها را هر چه باشد، خواهم پذیرفت.
آیا راهی که ملتم را در آن هدایت می‌کنم، راه درستی است؟
من هرگز به نام دیگران صحبت نمی‌کنم اما باور دارم که این همان راه درست، سالم و تنها راه است. اذعان می کنم که این نظر من است و در حدود شناختم اظهار نظر می کنم. آنچه که برای من مهم بوده آن است که به وظیفه ی خود در قبال پروردگارم، وجدانم، وطنم، امتم و رهبرم عمل کنم؛ از این رو برای امروزم به گونه کار می کنم که گویی فردا می میرم و برای فردایم به گونه ای کار می کنم که گویی برای همیشه زنده می مانم و در این راه، همه ی نیرو، تلاش و وقت خود را با همه ی شجاعت، پافشاری و از اینکه پروردگار به من داده، به کار می‌گیرم.
لازم است انسان به جای رفتن به دنبال القاب و مناصب، به دنبال بازدهی و دستاورد برود.
من زمانی که رهبری می کنم رهبر هستم، زمانی که بر پشت اسب نیکو هستم شهسوارم. زمانی که شعر مینویسم شاعرم و زمانی که در جلسه یا دیداری با دیگر هم وطنانم هستم شهروندی عادی هستم.

بخشی از اندیشه ی من به زمان کنونی و بخشی به آینده تخصیص یافته است؛ برخی برای حل قضایای موجود و بخشی برای نگرشی که در افق جا دارد.

ما در واقعیتی زندگی می کنیم که شتابان در حال دگرگونی است و چالش های بسیاری در پیش داریم که باید آنها را خوب بشناسیم و به شکل مناسب برای آنها آماده باشیم و با توانمندی لازم به آنها پاسخ دهیم.
زمانی که نگرش، افقی دور دست داشته و همانند دنیای امروزی ما با پدیده های متغیر، همنوا باشد، تحقق صد در صد آن، شرطی الزام آور برای رهبر نیست.
در پایان هر مرحله ای که در آن دستاورد بزرگی صورت می گیرد، مهم این است که رهبر، آن دستاورد را حفظ، پایه های آن را محکم و آن را به حقیقتی نو تبدیل کند که سکوی محکمی برای جهش به سوی دستاوردی نو شود.
گام طبیعی که پس از تحقق برتری برداشته می شود، نهادینه کردن آن برای تداوم است.
ساده ترین اهدافِ نهادینه کردن این است که این فکر، خود را در قالب نهادهایی نشان دهد.
همچنان که مسؤلیت حفظ توسعه بر عهده رهبر است، مسؤلیت حفظ نهادهایی که توسعه را ادامه می دهند نیز بر عهده ی اوست.

فرهنگ برتری

هر که با صنعت کاران آلمانی صحبت کند به یکی از اسرار محکم‌کاری مهندسی که صنعت آنان بدان برتری یافت پی می‌برد. صادرات برای کشوری مانند آلمان سرنوشت‌ساز است و مردم به رغم بهای نسبتاً بالای صنایع آن تنها به خاطر محکم کاری به آن روی می آورند. از مهمترین عوامل پایبندی به کیفیت عالی این است که مصرف کننده آلمانی چنین کیفیتی را در تولید انتظار دارد وگرنه هرگز آن را نمی‌خرند به شرکتی که کار کیفی نمی‌کند بازار داخلی خود را از دست می دهد برای چه؟ برای اینکه مصرف کننده آلمانی از قرن شانزدهم به اجناس کیفیت دار خو کرده است .

برای کنترل کیفیت تعیین ویژگی ها و ارزش گذاری آن لازم است، نهادهایی وجود داشته باشد. اما هیچ شیوه مانند نهادینه کردن برتری به پای نهادینه کردن آن در جامعه نمی رسد. چون در این مورد لازم است تجربیات، کیفیت، بررسی، طبقه‌بندی، بخشنامه‌ای و حفظ شوند. اما مطمئن ترین راه برای محافظت از برتری نگهداری آن در ضمیر ناخودآگاه جامعه است که برای تداوم برتری، مطمئن ترین راه این است که مردم به آن خو کنند و آن را جزئی از فکر و اندیشه در تجارت، صنعت، کشاورزی جزئی از خانه، کار، مدرسه، اماکن تفریحی و جزئی از هر امری بدانند. یعنی برتری با زندگی آنان پیوند بخورد و هر چه غیر از آن است پذیرفته نشود.

هنگامی که برتری در راستای طبیعی ساختار وجودی مردم قرار گیرد، پیوستگی گذشته آن ها با چیزهای فاقد برتری قطع می شود و برگشت به مقیاس ها، معیارها و خواست های قدیم، نمونه ای از عقب ماندگی و ارتجاع به حساب خواهد آمد. اگر می خواهیم درخت برتری، رشد کند و میوه دهد، لازم است که آن را در عقل مردم بکاریم.

راهی که حتی از همه ی این ها بهتر، مطمئن تر و بادوام تر است، پیوند دادن برتری به منافع مردم، آینده، عملکرد و جایگاه آنان در جامعه است. ما هرگز نمی توانیم مانع مسابقه ی بزرگ مردم برای رسیدن به برتری شویم.

نمونه های تجربیات توسعه ای

توسعه در دبی، مکمل توسعه در امارات است ( که ما آن را عمق اقتصادی خود می دانیم) و توسعه ی امارات، مکمل توسعه ی خلیجی است و تقویت تمام طبقات این توسعه، تقویت توسعه در کشورهای عربی است که آن ها را عمق اقتصادی استراتژیک خود می دانیم. همیشه گفته ام و اکنون نیز می گویم که دستاوردهای ما، تنها برای خودمان نیست، بلکه برای برادران عربمان نیز هست و برای من جای خوشوقتی است که تجربه ما باعث افتخار و قدردانی آنان شده و ما هرگز از ارایه تجربیاتمان به کسانی که خواستار آن هستند و نیز از مشارکت در متحول ساختن توسعه عربی برای خدمت به عرب دریغ نمی کنیم.

هنگامی که ایران برای تاسیس مناطق آزاد از ما درخواست کمک کرد ۱۶ هیات به همراه تجربیات لازم به آن جا اعزام کردیم؛ کمک هایی مشابه نیز به لبنان، سوریه، اردن و دیگر کشورها کردیم و همچنان تجربیات را در اختیار برادران و همسایگان خود قرار خواهیم داد، زیرا پیشرفت آنان، پیشرفت ما را تکمیل می کند.

انتقال توسعه

کوتاه ترین راه باز افروختن آتش خاموش تخیل عربی و آزاد سازی توانمندی های عربی برای ساختن جنبش همانند آنچه در گذشته داشته، این است برای آینده کار کنیم. حسرت خوردن، نوعی انرژی منفی است که باید آن را با کار کردن و کسب مهارت ها به نوعی انرژِی مثبت تبدیل کنیم. امت عربی همه ی عناصر اصلی تبدیل شدن به یک دولت بزرگ را دارد، ولی ما به قالب های توسعه ای نیاز داریم که در تحقق این هدف واقعی و مطلوب که حق ملت های ماست، ایفای نقش کند.

از سخنان معروف در مدیریت این است که « هرگاه گمان کردیم که بهای کارآموزی گران است، باید بهای جهل را به خاطر بیاوریم».

راز دگرگون سازی جامعه، دگرگون ساختن فرد است؛ هرگاه فرد آموزش داده شود جامعه آموزش داده شده است. مهم این است ناامید نشویم و مهم این است که با روش محاسبه شده ی درست از نقطه ای آغاز کنیم. این امر محالی ینست زیرا ما همه ی این ها را انجام داده ایم و همه می توانند آن را انجام دهند.

چرا ما خواستار برتری هستیم؟

پیش از این وعده ی پاسخ به این پرسش را داده بودم و این جا برای پاسخ مناسب است؛ اما مناسب تر این است که پاسخم را با یک پرسش برعکس آن شروع کنم و آن این که : چرا خواستار برتری نباشیم؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.