بخش سوم توسعه در راه پایندگی

نگرش من و چالشهای برتری “نوشته ی محمد بن راشدحاکم دبی مترجم دکتر مسلم زمانی

فصل ششم

تنازع بقا

تجارت مروارید برای خلیج و امارات به طور عموم و برای دبی به طور خاص در حکم ستون فقرات بود، زیرا بیشتر مردم منطقه یا با پیشه ی غواصی و یا با کارهای مربوط به آن روزگار می گذراندند.
تجارت مروارید در دبی توسعه یافت…✅

با وجود رشد بازرگانی که غواصی برای منطقه و مردمانش به وجود آورده بود، مردم این منطقه در رنج و سختی جان فرسایی به سر می بردند.✅

این پیشه در واقع نوعی شغل پر مشقت بود که غواصان و ملوانان، داغ آتش آن را لمس می کردند…
برای کسب روزی و دست یافتن به غذای خانوار مصیبت های آن را بر دوش می کشیدند✅

اما اینک داستان غواصی و غواصان برای نسل کنونی چیزی مانند خیال و افسانه شده و به خاطر دوری ذهن از جزییات آن، باور درد و رنج های که پدران و نیاکان تحمل می کردند برایشان غیر قابل تصور است.✅

بحران مروارید

اهمیتی که دبی به خاطر تجارت مروارید پیدا کرد، موجب احیای اقتصاد آن شد، به همین جهت دبی یکی از مراکز مهم استخراج مروارید و بازاریابی آن در منطقه گردید؛✅

طبیعی بود در دوره ی رکود تقاضای مروارید طبیعی که تمام منطقه را در دهه ی سی از قرن بیستم فرا گرفت، دبی بیش از دیگر جاها تحت تاثیر قرار بگیرد.✅

کسی که از اقتصاد اطلاعاتی دارد، این را می داند که رشد و رکود دو دوره ی طبیعی در هر صنعتی، تجاری یا اقتصادی است. ✅

حکومت موفق باید درآمدهای سال های رشد را برای کم کردن آثار رکود ذخیره کنند ولی گهگاه شرایط ویژه‌‌‌‌‌ای پیش می‌آید که رکود را به حالت بحران می رساند و چه بسا سال هایی طولانی ادامه یابد.
مانند تجارت مروارید در منطقه خلیج…✅

زمانی که درآمد کارخانه ها برای مردم کم شود و نگرانی اصلی آنان به دست آوردن روزی بخور و نمیر بشود، وسایل تجملاتی و هر چیز غیر ضروری دیگر زندگی، نخستین قربانیان می شوند؛ ✅

اهالی منطقه و مردم دبی بسیار به وعده ی خداوند متعال و نیروی ذاتی خود باور داشتند و همین سبب شد تا با سختی ها و ناملایمات با توانمندی روبرو شده، آنها را پشت سر گذارند و بدین ترتیب با تحمل، تفکر و دور اندیشی توانستند دیگر عرصه های تجارت را بیابند.✅

بنابراین بسیاری از کشتی های غواصی تبدیل به کشتی های تجاری شدند…✅

جایگزینی

می گویند همه ی دستاوردهای که انسان در طول تاریخ به دست آورده، در ابتدا رؤیا و اندیشه ای بیش نبوده است.

در حدود سه سال پیش درباره ی رؤیایی صحبت کردم که در حال برآورده شدن بود و گفتم که ما به افزایش توان رقابتی جهانی مان که موقعیتی راهبردی را میان شرق و غرب برایمان بیابد و نیز زیر ساخت پیشرفته ای که کیفیت ، تعهد اقتصادی فعال ، کمترین حد بوروکراسی ، سیاست های اقتصادی آزاد و حذف مالیات را در خود داشته باشد چشم دوخته ایم.✅

این ها مفاهیمی هستند که در پدیده ی مدرن سازی، یک هدف به شمار می روند.✅

مفهوم «حذف مالیات» نه برای این نسل بلکه برای آینده نیز، مفهومی پیشرفته است، زیرا بخش اعظم کشورهای جهان (صرف نظر پیشرفتشان) هنوز معادله ای اقتصادی نیافته اند که با آن حتی به فکر حذف مالیات بیفتند و اگر بخواهیم واقعگرا باشیم، باید اعتراف کنیم که نظام مالیاتی در دولت های بسیاری، تجارتی مستقل شده که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون رو به رشد بوده و تبعات آن زیاد، سطوح و انواع آن گوناگون و به اندازه ی زندگان، مردگان را نیز در بر گرفته است.✅

در سال ۱۹۰۲ شیخ مکتوم رحمت اللّه علیه حکم حذف مالیات گمرکی را از واردات صادر کرد؛ بدین ترتیب کالاهای بارگیری شده از هند به دبی سرازیر شد و این بندر خیلی زود مهمترین مرکز در خلیج برای صادرات مجدد کالا به بنادر دولت های همسایه یا بارگیری برای مناطق مهم داخلی مانند واحه البریمی گردید و شمار بسیاری از تجار خلیج به دبی نقل مکان کردند.
✅✅✅

 

نظرات موافق و غیر موافق

یک بار نزد پدرم رفتم و گفتم که نشریه ها درباره ما مطالب دورغ می نویسند.
آنها درباره ی دبی چیزهای می نویسند که درست نیست. پس از آن پیشنهاد کردم که جلوی آنها را بگیرد؛ اما او مرا آرام کرد و گفت: بهتر این است که هم چنان به آنها اجازه فعالیت بدهی؛ چرا که اگر چیزهای که درباره ی ما می نویسند، درست باشد، ما سزاوار انتقاد هستیم و حقمان است و اگر دورغ باشد، کسی آن را قبول نمی کند.✅

از میان نظرات مخالف و موافقِ نشریات، همیشه ترجیح می دهم که احساس حسن نیت را در میان نظرات مخالف بیابم زیرا همه نظرات موافق و کارهای مثبت را می شناسند و نیاز به یادآوری برای مردم نیست، ولی قلم زدن درباره ی نظرات مخالف، مسؤلان و تصمیم گیرندگان را نسبت به اشتباهشان آگاه می کند و در نتیجه به سرعت آن را اصلاح می کنند.✅

من نظرم را به روزنامه ها تحمیل نمی کنم زیرا که آن ها خود به کار و رسالتشان از من آگاه تر هستند، ولی همیشه آرزویم این بوده که اِرایه ی نظرات مخالف درست باشد و برگرفته از پژوهش میدانی باشد نه از روی شایعات و منابع کم ارزش.

این مقدمه چینی برای آن است که بگویم سخن کسانی که با صراحت و یا کنایه می گفتند حکومت دبی تشویق به قاچاق طلا به هند و پاکستان و دیگر جاها می کرده، نادرست است…✅

همگان این نکته را بدانند که آن عامل حقیقی که دبی را از بحران کشنده ی ناشی از فروپاشی تجارت مروارید نجات داد، *طلا* نبود، *نفت* هم نبود، هیچ ماده ی دیگری هم نبود؛ بلکه *نگرشِ آینده نگرانه* بود که حاکمان دبی به خوبی آن را پرورش داده و بر اجرای آن از پایان قرن نوزدهم اصرار داشتند.✅

 

 

 

دبی جدید

تاریخ معینی به عنوان نقطه ی آغازین جنبش نوین دبی وجود ندارد زیرا از زمان فروپاشی تجارت مروارید ، جستجو برای جایگزین هایی برای آن، ادامه داشته و سال ۱۹۵۸ که جدم در گذشت، و پدرم زمام امور در امیر نشین به دست گرفت، تلاش برای رشد و توسعه تداوم داشت. ✅

با این همه نقطه تحولی که در تاریخ نوین دبی وجود دارد هر گاه من میان دو بخش دبی یعنی خشکی و دیره رفت و آمد می کنم، آن نقطه ی تحول نظرم را به خود جلب می کند؛ و آن، چیزی نیست جز عملیات تعریض خور که در سال ۱۹۶۰ پایان پذیرفت. ✅

خور برای کشتی هایی با حجم کم و فقط با بار سیصد تن که در پهلوهای آن لنگر می انداختند و برای دیگر بنادر میان هند و ساحل آفریقای شرقی بارگیری می کردند، بندرگاه خوبی بود، اما فعال سازی حرکت تجاری پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم موجب روی آوردن به کشتی های بزرگتری شد که نمی توانستند داخل خور شوند، از این رو بیرون از آن لنگر می انداختند و کالا به وسیله ی کشتی های کوچک به درون خور آورده می شد که این کار موجب کندی حرکت نقل و انتقال و افزایش هزینه می شد.✅

پدرم هنگامی که ولیعهد بود، به فکر یافتن راه حلی برای این مشکل افتاد.
پایان گرفتن این عملیات، با عزم دوباره برای یافتن ثروت نفت همزمان شد؛ ✅

پس از افزایش طول و عمق خور، کشتی های باری برای تخلیه و بارگیری با وزن ۸۰۰ تن توانستند وارد آن شده و حرکت حمل و نقل و نیز تجارت چشمگیری را ثبت کنند.

سال ۱۹۷۹ نقطه روشنی در تاریخ دبی به شمار می رود؛ زیرا سه پروژه از مهم ترین پروژه های این امیر نشین، در این سال به پایان رسید: بندر جبل علی ؛ مجموعه ی ذوب آلومینیوم که شرکت آلومینیوم دبی آن را تاسیس کرد و تولید اولیه ی آن سالیانه ۱۳۵ هزار تن بود و نیز یکی از بزرگترین مراکز همایش ها و دفاتر شرکت ها، یعنی مرکز تجاری دبی.

پدرم بدین وسیله زیرساخت بی نظیر و شالوده ی صنعتی بنیادینی برای مردم دبی ساخت که زود به بار نشست و آن را به مرکز تجاری اصلی در منطقه تبدیل کرد.✅

توسعه و خوش بینی

در دبی پدیده ای یافت می شود که در دیگر جاها یافت نمی شود.
دریا پدیده ای است که همه دولت های خلیج بر ساحل آن واقع شده اند.✅

سواحل ماسه ای و بیابان که در نزد همه دولت ها یافت می‌شود. هیچ چیز در طبیعت برای من دوست داشتنی تر از نسیم خنک به هنگام غروب نیست.✅

آب و هوا، بیابان، سواحل ماسه ای و دریا، بنیادگر توسعه نیستند بلکه مردم راز موفقیت هستند.

رسیدن به موازنه ی نمونه، به کارگیری مهارت های مردم و بهره گیری از بیابان ، دریا ،خور و سواحل برای ساختن تجربه ای متمدنانه و برتر است.✅

ساختار این موازنه، همان نگرش درست است و کلیدش نیز شخص رهبر است که به همراه بینش آینده نگر خود در هر شرایطی عزم راسخ بر تبدیل آن به واقعیت داشته باشد.

من بر این باورم که پدرم ویژگی سومی نیز داشت و آن برداشتن فاصله میان نگرش خود و میان اجرای آن نگرش بود. ✅

هر که از دریچه امروز به مراحل عملی پروژه های بزرگ دبی و سپس آغاز دهه هشتاد (زمانی که فعالیت اقتصادی خلیج به اوج رسیده بود) بنگرد، پیوندی آشکار میان جهش این پروژه ها و جهش رشد پس از آن، می بیند؛✅

ولی چگونه پدرم توانست در دهه ی هفتاد دقیقا آن چه را که دهه ی هشتاد روی خواهد داد، ببیند؟
یکی دیگر از ویژگی های پدرم *خوش بینی بود.* ✅

آری، خوش بینی را از پدرم آموختم. خوش بینی به آینده ی دبی و به آینده امارات و به مردم.✅

ما با همان اصراری که بر محقق ساختن پیروزی داریم و با همان اعتمادی که به نگرش و مردم داریم و با همان خوش بینی و عزمی که بر تقویت برتری در تجربه ی توسعه ی دبی داریم، در راه برآورده اهداف گفته شده نیز می کوشیم.✅

این همان تداومی است که دبی آن را می شناسد.✅

پدرم با حران اقتصادی که بعد از فروپاشی تجارت مروارید دامنگیر امیرنشین شد، با همه تلخی ها و سختی ها زندگی کرد؛ بنابراین معنای گرسنگی، فقر و عقب ماندگی را با تمام دردها و رنج های آن درک کرد.

او می خواست که اوضاع مردم را سروسامان دهد زیرا به دردهایی که مردم به سبب رکود تحمل کرده بودند، کاملا آشنا بود.✅

این تنها هدفی بود که فکر او را
مشغول کرده بود.
همه ی آنچه که تاکنون انجام داده ایم و یا در آینده انجام خواهیم داد، تکمیل مسیر توسعه ای است که پدرم آغاز کرد. ✅

امر توسعه ، در یک شرایط اقتصادی بین المللی نوین صورت می گیرد؛ شرایطی که نیاز به راهی بسیار هموار دارد تا بتواند از خلال نقشه های راهبردیمان در جهت تنوع بخشیدن به ساختار اقتصادی پایه هایی مستحکم برای شکوفایی و برتری و تبدیل دبی از یک مرکز تجاری منطقه ای به مرکزی جهانی، به اقتصاد نوین برسد.✅

در نگرش افزایش توسعه پدرم رکن اصلی تجارت و خدمات است او حتما چیزی در آینده دیده بود او صرف نظر از نتایج عملیات حفاری نفت، راهی را برای تأمین مالی آن می یافت.✅

لازم است که در این جا برای ثبت حقیقت در تاریخ و نیز ادای حق شناسی بگویم که اگر حمایت شیخ زاید رحمت اللّه از دبی و از حرکت توسعه نبود و اگر اعتماد خلل ناپذیرش به ارزش و آینده اتحاد وجود نداشت…
دبی این منزلت تجاری و اقتصادی برجسته ای را که اکنون دارد، هرگز نداشت.✅

زمانی فکر تمام شدن ذخایر نفتی برای مردم موجب تشویش خاطری شده بود، ولی این نگرانی برطرف شدنی بود زیرا ما به موفقیت چشمگیر در فعال سازی تجارت و ایجاد جایگزین ها دست یافتیم، اقتصاد را متنوع کردیم و به خاطر استفاده خوب از بهترین منبع حفاری و کشف، فرصت های جدیدی را به وجود آوردیم و از این رهگذر توانستیم ثروتی پایان ناپذیر کشف کنیم و اکنون (فصل بعدی) پرده از روی آن ثروت پرده بر خواهم داشت.
✅✅✅

donyayesepas.com

 

بخش دوم ساختار شناسی فصل پنچم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.