بخش دوم ساختار شناسی

نگرش من و چالش های برتری “نوشته محمد بن راشد حاکم دبی مترجم دکتر مسلم زمانی
✅?

سپاسگزارم با تأمل مطالعه می کنی

گزیده ای از فصل دوم نگرش

هیچ کس پیش از پدرم (شیخ راشد) در اندیشه ی چنین طرحی نیفتاد، (ساخت بندر جبل علی) ولی پدرم ان را اجرا کرد. حال این پرسش پیش می آید که او چگونه به این راه دست یافت؟

این پرسشی است که نمی توانم برای آن پاسخی کوتاه پیدا کنم، اما اگر بخواهم پاسخم را در یک کلمه محدود کنم، می گویم با یاری از «نگرش» به این موهبت رسید.
✅✅

خدواند از روی حکمت خویش روزی ها، توانایی ها و موهبت ها را تقسیم می کند. نگرش برخی، از محدوده ی همان روزی که در آن زندگی می کنند، فراتر نمی رود ولی دور نمای نگرش برخی دیگر چه بسا به ده سال، یا صد سال و یا بیش تر می رسد.
✅✅✅

اکنون این پرسش پیش می آید که انسان های عادی از کجا می تواند به چنین نگرشی برسد؟
توانمندی ها و عواطف ، مانند درختی تنومند است که در اعماق زمین ریشه دارد.

اگر ما شناختی نسبت به ریشه ها و اصول پدیده ها نداشته باشیم، به این معنا نیست که آن پدیده ها بی اصل و ریشه اند.

رهبر و فرمانده می تواند به نگرش پر و بال دهد…
پدرم اصول رهبری و توان ساخت نگرش ها را از پدر بزرگم فرا گرفت؛ همان گونه که پدر بزرگم آن دو را از پدرش به ارث برد. پایانی برای این ریشه ها نیست.
✅✅

پدرم بر بلندای حال ایستاد و یک چشم به دروازه ی گذشته دوخت و چشمی دیگر به دروازه آینده ما نیز به پیروی از او بر همین سکو می ایستیم و ….

✅✅

آری این، نگرش است! آیا ممکن است چیز دیگر باشد؟
نگرش قالب ثابتی نیست، پس می تواند برخی از نشانه های رؤیا را با خود داشته باشد،ولی نگرش، یک رویا نیست. رؤیا معمولا زاییده ی ضمیر ناخودآگاه انسان است…
ولی نگرش عموما زاییده ی ضمیر خودآگاه است.
?

نگرش، یک علم نیست؛ نگرش اگر علم نباشد پس چیست؟

 

اگر ویژگی علمی بودن را از نگرش دور کنیم، چه بسا بخشی یا بخش هایی از آن چه گذشت را در آن بیابیم، ولی آن خاصیت مسلمی که باید در آن باشد، اجرایی کردن آن است نه صرفِ اجرا پذیر کردن آن.

گشودن دروازه قسطنطنیه برای عرب یک نگرشی آشکار بود و بدین جهت به تجهیز لشکر و امکانات لازم پرداخت.

در این راه هزاران نفر شهید داد، اما آن شهر بزرگ در برابر آنان متکبرانه مقابله کرد و در نتیجه، این دیدگاه به رؤیا تبدیل شد…
تا اینکه محمد فاتح این رؤیا را عملی کرد…

از ذکر این واقعه می آموزیم که اجرا پذیر بودن کافی نیست؛ نگرش ها و دیدگاه ها تا هنگامی که به دست صاحبانش و آن هم در وقت مناسب در عالم واقع نیابد، نمی تواند تمدن ساز شود و نمی تواند موجب توسعه و پیشرفت گردد.

قلب نگرش همچون قلب صاحب نگرش تپش زندگی دارد، به همراه او بزرگ می شود و با پخته شدن او پخته می شود، با گسترش یافتن افق او گسترش می یابد…

تا هنگامی که نگرش ها جامه ی عمل بر تن نکرده اند، تاریخ به آنها و یا به دارندگانش توجهی نمی کند، به همین خاطر به این نکته اشاره کردم که *پدرم تاریخ را ساخت* زیرا وی نگرش خود را اجرا کرد و یک *جنبش سازندگی، بازرگانی و آبادانی* در این سرزمین به وجود آورد که پیش از آن وجود نداشت.

چیزی که از پدرم و شیخ زاید آموختم اندیشیدن به تسلط بر امکان ناپذیرها بود.

آن دو در تسلط بر موانع و مشکلات و ناممکن ها و نیز اجرایی کردن نگرش ها به واقعیت با تجربه ترین افرادی بودند که من می شناسم، حقیقتی که امارات را به جایگاه بلند امروزین رساند.

donyayesepas.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.